عاقبت هر بهاری خزانی است .
هرسلامی خداحافظی ای نیز دارد .
وبلاخره هرآمدن رفتنی
آمدن من هم بی مقدمه بود ، اتفاقی و بر حسب سرنوشت و چه زیبا گذشت مدتی را در این دنیای
مجازی بی دغدغه و بی مشکل در کنار دیگر دوستان بودم.
گفتم دوستان، یاد دوست عزیزی افتادم که چه بی منت
و چه بزرگوارانه همچون دوستی باوفا در تمام راه کنارم بود
وحالا که وقت جدایی است یادش را همیشه در ذهنم خواهم داشت
وآرزوی موفقیتش را در قلبم
خداحافظی همیشه برایم سخت بوده تلخ به تلخی
شلغم هایی که در دوران بیماری ام می خوردم
اما یک چیز به تسلی خاطر می دهدوآن تجربه هایی است
که در این مدت کسب کردم
وهمه ی این تجربه ها را مدیون آن عزیز هستم
این وبلاگ نیز به پایان رسید تمام شد
نمی دانم چند روز ،چندماه و یاچندسال دیگر پشت این کیبورد خواهم نشست برای سلامی دوباره
وهمین....
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
این روزا دنبال یه گوشه دنجم که با خودم خلوت کنم .دلم برای خودم تنگ شده .باید باهاش حرف بزنم .
من کنج دنج خودم از دست دادم .خلوتی که با هاش عادت کرده بودم
باید برم پیداش کنم
و ...
من بازمی گردم
به سوی بالهایم!
بگذارید باز گردم!
من مرگی می خواهم
به سان سحرگاه!
من مرگی می خواهم
به سان دیروز!
من باز می گردم
به سوی بالهایم!
بگذارید تا باز گردم!
من مرگی می خواهم
به سان چشمه ی آب!
من نمی خواهم جان بسپارم
در دریا!
من دوباره باز می گردم!
بگذاریدم تا باز گردم
به سرچشمه ام!
من نمی خواهم گم شوم
در دریا!
من به نسیم پاک سال های نخستینم
بازمی گردم
تا مادرم
گل سرخی بر پیراهنم بنشاند!
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدا
رمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
+
نوشته شده در شنبه
1384/11/29ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط نازنین
|